هفته 36

سلام امیر مهدی جوجوی خوشگل مامانی
خوبی قند عسل مامانی
وای که دلم برات یه ذره شده
قربون او دست و پاهای کوچیکت بشم که باهاشون دل منو فشار میدی دیروز شدی 
هفته
آخ جون همش 3 هفته دیگه مونده شایدم کمتر
ماه رمضون امسال چه ماه رمضونیه خیلی تند میگذره تموم بشه تو پیش منی
دیروز من و بابایی رفتیم برات تخت سفارش بدیم ولی راستش مامانی من امروز پشیمون شدم البته اون تختی که قرار بود سفارش بدیم خیلی خوشگله ولی گفتم بیشتر بگردیم شاید قشنگترشو پیدا کردیم پریروز هم با بابایی رفتیم بیرون برات اسباب بازی و یه دست لباس خوشگل به سلیقه بابایی گرفتیم ببخشید عکساشونو نمیزارم باور کن فرصتشو پیدا نمیکنم آخه همه وسایلاتو خونه مامان گذاشتم که بعدا چیزی خواستیم دم دستمون باشه و خونه مامانم هم همیشه شلوغه دنبال یه وقتی میگردم تنهایی همه رو بچینم ازشون عکس بگیرم بزارم تو وبلاگت البته فوقش عکس هم نگرفتم بعدا که استفاده کردیم از خودت عکس میگیریم میزارم دیگه
بابایی خرید برا تو رو خیلی دوست داره میگه خستگی تنم در میره وقتی واست خرید میکنه
من قربون بابایی برم که اینقدر مهربونه خیلـی دوسـش دارم
عزیز دلـم قدر باباتو خیلی بدون خیلی خیلی ماهه 




هفته 36 






